البرز معصومی شمالی  ـ چ آ ـ


شعار زنده باد جمهوری اجتماعی پرچم ما خواهد بود

هيچ انقلاب اجتماعی بدون رهبر آگاه و مبرز پيروز نميشود  

                                                                              

سالهاست که جامعه شما دانشجويان را به عنوان پيشتاز آگاه و مسءوليت پذير خود برای دفاع از آزادی ، رفاه و برابری ِ اجتماعی ميشناسد اين موضوع نيازی به اثبات ندارد همچنان در ايران همچون دهه های قبل مردم آزاديخواه و خواهان زندگی ِ در خور شأ ن انسانی چشم به دانشگاه دوخته و انتظار دارند شما دانشجويان کل جامعه ی خواهان آزای ، امنيت ، رفاه و برابری ِ اجتماعی را يکپارچه با خود به حرکت در آورده و حاکميت ديکتاتوری و استثمار را به زير کشيده و رژيم سياسی ـ اقتصادی ِ جمهوری اجتماعی را مستقر نماييد .
 گرچه شکل عام حرکتهای شما بيانگر تقاضای جمهوری اجتماعی است ، اما کاملالازم
است  کد جمهوری اجتماعی در جامعه جا باز کند زيرا شما با همراه کردن آحاد جامعه با پرچم برنامه ورهبری ی مشخص است که قادر خواهيد شد به هدف  خود دست يابيد .
برای آنکه همه واضحتر بدانند اهميت آلترناتيوی به نام جمهوری اجتماعی در چيست من در اينجا بطور فشرده نکاتی را خاطر نشان ميکنم :
۱ ـ جمهوری اجتماعی همانطور که از نامش پيداست ، رژيمی ايدؤلژيک اعم از مذهبی يا غير مذهبی نبوده و تنها سازمانی برای تحقق نيازهای مدرن ومترقی و انسانی ِ آحاد جامعه خواهد بود هر کسی ميتواند اين را از طريق يک بار مطالعه ی قانون اساسی اش که لينکش د ر زير ميايد تشخيص دهد
۲ ـ جمهوری اجتماعی تشکیلاتی است که در چارچوبش سازماندهی ِتوليد ، توزيع و مصرف از جانب همه و برای همه قابل تحقق خواهد بود
۳ ـ آزادی ِ تشکل و تحزب ، برابری حقوق زنان با مردان و سکولاريسم در جمهوری اجتماعی بنا به مکانيسمش به سهولت قابل حصول بوده و هر زمان که رأی دهنگان بخواهند هر انتخاب شده ای در هر رده ای قابل عزل خواهد بود . /
اکنون ميخواهم دليل چند حرکت تاکتيکی ِ حضرات رقيب سياسی را برايتان روشن نمايم 
ابتدا لازم است بدانيد که من در دهه ی ۶۰ خورشيدی در اولويت قرار دادن طبقه ی کارگر را برای برپايی ِ انقلاب اجتماعی نا کافی تشخيص داده و برای به حرکت در آوردن مردم اعتقاد داشتم که بايد بين دانشجويان کار سياسی نمود و اين کار را نيز کردم زيرا ميديدم که مردم ايران بنا به موقعيت مشخص و تجربه روی دانشجويان به عنوان نيروی پيشتاز و مستعد برای شروع انقلاب بيشتر از بخشهای ديگر اجتماعی حساب ميکردند اما جريانات سياسی ِ متشکل اعم از چپ و راست آنزمان دا نشجويان را چيزی جز مشتی جوانان عقب مانده و غير قابل اتکا نميديده و به اين گروه عظيم اجتماعی به ديده تحقير مينگريستند اما واقعيت نه چندان دور در اولين شورش دانشجويی در ۱۸ تير ۱۳۷۸ خود را نشان داده و ظرفيت پيشتازی دانشجويان را اثبات نمود و جامعه ی تشنه ی آزادی و برابری را به سرنگونی رژيم ديکتاتور ِ بورژا ـ مذهبی اميد وار نموده موجب آغاز جنبش سرنگونی گرديد گرچه تا هم اکنون نيز جنبش سرنگونی رژيم عمدتا در حرکتهای دانشجويان و جوانان نمايندگی ميشود و کارگران کماکان عمدتا برای دريافت حقوقهای پرداخت نشده شان حرکتی انجام ميدهند آنچيزی که بطور واقعی مشهود است ، عمدتا حرکتهای دانشجويان ، زنان و جوانان است که بيشتر خصلت سياسی دارد و ميتوان گفت حرکتهای دانشجويان ، زنان وجوانان خصلت نمای نوک حمله ی ظرفيت اعتراضی ـ انقلابی ی مردم ايران برای برپايی ی انقلاب اجتماعی و استقرار جمهوری اجتماعی است گرچه ادامه اين پروسه وارد شدن کارگران در سطح وسيع به مبارزه ی آشکارا سياسی خواهد بود اعتقاد من عميقا اين است که  گسترده ترين خيزشهای عمومی آلترناتيو جمهوری اجتماعی را بيشتر از هر مقطی مطلوب جنبش عمومی خواهد نمود زيرا مردم ايران با عنوانهايی چون حکومت کارگری به موازات حکومت سلطنتی حکومت اسلامی همچون حکومت نظامی مشکل دارند دليل ِ اين نگرش نيز گرچه روشن اما بحثی ست جداگانه

اکنون میخواهم دلیل بروز تاکتیکهایی از جانب دیگران را بگویم  

۱ ـ دليل اعلام موجوديت گارد آزادی در اواسط سال ۲۰۰۵ توسط منشعبين از حککا موسوم به حکمتيست
رهبران اين حزب ـ حکمتيست ـ همچون رهبران بخش به جا مانده در حککا ميفهميدند که من مشغول فراهم آوردن شرايط مناسب برای تشکيل سازمان نظامی هستم . من در اواسط سال ۲۰۰۵ در صحبتی تلفنی از ترکيه خطاب به مردم ايران از طريق تلوزيون کا نال جديد گفتم که "ما در صورت لزوم در برخورد با جمهوری اسلامی از اسلحه نيز استفاده خواهيم نمود "
سران حکمتيست که به اين فرض نيز گمان داشتند شايد من در هماهنگی با حککا مسوليت سازماندهی ِ سازمان مسلح را به عهده گرفته ام ، بطور عجولانه ای چند هفته پس از پخش صحبت من از کانال جديد ، خود نيز موجوديت گارد آزادی را اعلام نمودند . اين عملشان البته باعث تعجيل از جانب من نيز گرديد زيرا من که برنامه ريزی کرده بودم کمی بعدتر از داخل خاک اروپا موجويت ارتش سرخ ايران را اعلام نمايم ناگزير گرديدم برای حفظ استقلال سياسی و نظامی ِ خود والبته با قبول ريسک در همان ترکيه موجوديت ارتش سرخ ايران را در وبلاگ اعلام نمايم حال بماند که درست يک هفته بعد آن وبلاگ را بستند و من ناگزير در سايت ديگری به کار نوشتن ادامه دادم و هيچ جريانی برای ساخت سايت به من کمکی نکردند ///من به اين دليل نام ارتش سرخ را بر گزيدم زيرا اين نام برای مردم بيان قدرت ِ آزاديخواهانه و توان پيروزی بوده و به مردم جرأت ، جسارت و اميد ميداد و همينطور هم شد تا آنجا که اطلاعات رژيم اسلامی برای آنکه حکمتيستها را مهمتر جلوه دهد ، در زندان دانشجويان آزاديخوه و برابری طلب را از طريق شکنجه مجبور ميکرد اعتراف کنند که وابسته به جريان حکمتيست هستند . چرا اطلاعاتيها اين کار ا ميکردند ؟! تاکتيک اطلاعات به اين دليل بود که ضمن ناچيز جلوه دادن ارتش سرخ ايران به دليل ترس از موجويت يافتنش ، دانشجويان چپ را بوسيله ی اين گونه روشهای تلقينی ـ روانشناسی بين احزاب تقسيم کنند بطوری که دانشجويان چند نفر چند نفر با پخش شدن بين احزاب مختلف قدرت اجرايی نداشته و در مقابل يکديگر قرار گيرند فعلا همينجا بگويم پرچم سبز نيز وسيله ی بخشی از رژيميها و بخش محافظه کار جامعه برای کنترل مبارزات اجتماعيست

 ۲ - دليل اشاعه ی شعار " انقلاب انسانی برای حکومت انسانی " توسط حککا چيست ؟!
مقدمتا بگويم که قبل از انتخابات رياست جمهوری در خرداد امسال من اين متن را خطاب به مردم نوشتم ////
/// 

  " انتخابات " ؟ ! 

 

برخی از مردم اینگونه استدلال میکنند که گرچه با روی کار آمدن جناحی 

معتدلتر وضع معیشتی شان بهتر نمیشود ، اما لا اقل آنها میتوانند با پیراهن ِ

آستین کوتاه و به صورت نیمه حجاب از خانه بیرون بروند و از رژیم طلبکار

باشند که وعده ی آزادیهای مدنی از نوع مشروط ِ اسلامی را به جامعه داده 

است و برخی هم صرفا برای اینکه شناسنامه شان مهر داشته باشد . اما این 

کسان خود به خوبی میدانند که بسیاری از مردم سالهاست که با شناسنامه های 

مهر ِ انتخابات خورده در صف ِ گرسنگان جای دارند و هیچ بخشی از این 

صف نه در دوره ی خاتمی و نه در دوره ی رو به پایان ِ احمدی نژاد زندگی ِ 

بهتری نداشته اند  \        نیازی به پر گویی نیست 

علاوه بر شرکت در مبارزات جاری که برای شما مردم دارای اهمیت حیاتی

میباشد ،       به  آنها که در صف ِ رای حاضر میشوند : 

     در همان پای صندوقهای رای در مقابل دله دزدهای حاکم که برای تقسیم ِ

قدرت و داشتن ِ سهم بیشتر برای دزدیدن از حق شما این معرکه ها را راه 

می اندازند ، با فریاد های ممتد ِ آزادی برابری از حقوق خود خانواده و 

همسرنوشتیهای تان دفاع کنید 

                

زنده باد انقلاب اجتماعی 

نابود باد سرمایه داری

پیش به سوی استقرار جمهوری اجتماعی ////اين متن اعلاميه ای بود که من خطاب به مردم نوشتم
اينجا شما را در جريان پاسخی قرار ميدهم که ۱ روز قبل از برگزاری ِ انتخابات کذايی به پرسش يکی از اعضای دفتر سياسی ِ حککا در فنلاند در حضور يکی ديگر از اعضای کميته مرکزی ِ اين حزب که پرسيده بود نظرم راجع به انتخابات ِ فردا چيست ! /// جواب من دقيقا اين کلمات بود =
بخش وسيعی از مردمی که خواهان کنار زدن احمدی نژاد هستند در انتخابات شرکت ميکنند و احمدی نژاد فقط از طريق توصل به تقلب ، پول دادن به کسانی که با پول رأی ميدهند ميتواند خود را برنده اعلام نمايد که در اين صورت نيز مردم شورش خواهند نمود و در اين مرحله بدون ترديد يک کودتای غير متعارف انجام خواهد شد . /// عضو دفتر سياسی ِ حککا اعتقاد داشت احمدی نژاد برنده ميشود و هيچ نوع کودتايی هم نميشود عضو ديگر کميته مرکزی حککا هم نظری مشخص چون ما نداشت چند روز بعد از انتخابات عضو دفتر سياسی ِ حککا حين گفتگوی تلفنی ظمن شگفتی و شادمانی از خيزش مردمی از تحليل و ديد عميق من شگفت زده بود . ///
حال ميرسيم به شعار " خلاقانه ی " حککا
من از جايگاه بنيانگذار ارتش سرخ ايران و بنيانگذار حزب برنامه آلترناتيو ايران شعارهای = " زنده باد آزادی ، امنيت ، رفاه و برابری ِ اجتماعی " ، 
  " زنده باد انقلاب اجتماعی " ،
  " مرگ بر جمهوری اسلامی "
  "مستقر باد جمهوری اجتماعی "
را طرح نمودم
حککا وقتی مردم را در خيابانها ديد که شعارهای راديکالی هم داشتند ، اما ديد با شعارهای حکومت کارگری و جمهوری سوسياليستی اش نميتواند با انقلاب اجتماعی و جمهوری اجتماعی رقابت کند ، خلاقيتش را به کار انداخت و شعار بی سرو تهی مثل انقلاب انسانی حکومت انسانی را مطرح نمود . ///
ببينيد اين درست است که من بارها تاکيد کردم که شخصيت يا حزب آزاديخواه و انقلابی بايد همواره به خاطر داشته باشد که ابتدا بايد در صف حاکميت شکاف ايجاد کرد تا برای مردم امکان حرکت بوجود آيد و من اين کار را بخوبی انجام دادم و هميشه با در نظر داشتن شرايط اين روش را به کار ميگيرم اما شعار حکومت انسانی انقلاب انسانی شکافی در بالاييها ايجاد نميکند و در صف مردم نيز اين شعار وقتی بکار برده ميشود باعث گيجی ِ شعار دهنده خواهد شد زيرا منبع و مصرف مادی ندارد هيچ موقعيت ،شرايط و جايگاه اجتماعی ِ معينی را بيان نميکند .شعار بايد بيانگر خواست مشخص انسان ِ مشخص در مقابل انسان مشخص ديگری باشد گرچه شما رعايت نادانی ِ مردم را بکنيد ، اما نپذيرفتن حکومت کارگری اثباتگر نادانی ِ مردم نيست يک کلمه تمام = مردم ديگر واژه ی حکومت را از هيچکسی قبول نميکنند . مردم در حال تدارک بر پايی ِ انقلاب اجتماعی هستند برای اسقرار جمهوری اجتماعی و همانطور که قبلا گفتم برای برپايی ِ انقلاب و تغيير رژيم سياسی فيلسوف هم نميشوند
در پايان اگر من اين مطالب را در حضور دانشجويان مطرح کردم دليلش آمادگی ِ دانشجويان و جوانان در پيشاپيش حرکت کردنشان در انقلاب اجتماعی ِ درپيش ِ رو ميباشد

زنده باد دانشجويان آزاديخواه ، انقلابی و طرفدار برابری ِ اجتماعی 
نابود باد ديکتاتوری بورژواـ مذهبی
پيش بسوی برپايی ِانقلاب اجتماعی و استقرار جمهوری اجتماعی